تبليغاتX
عشق یعنی مهدی

خدايا !

بحران زده ام ، نمي دانم به كجا رو كنم ! به چپ و راست رو مي كنم ، به

 پس و پيش و فقط ظلمت را مي بينم. به درون رو مي كنم ، ستاره اي مي

بينم خدايم ! تو آن ستاره اي ، و اگر تو با مني ، درون من ، كنار من ، هيچ

نيرويي در اين دنيا نمي تواند مرا شكست دهد. هر چه جلال است، از آن

توست! خدايم ! حتي اگر در هياهوي روزمرگي تو را از ياد ببرم ، تو مرا

فراموش نخواهي كرد خدايم ! تو در تمامي مشكلات و دشواري هاي زندگي

 ،نيرو و اقتدار مني خدایم!راهي نمي بينم و آينده پنهان است اما مهم

نيست ، همين كافي ست كه تو همه چيز را مي بيني.

پس ای شنونده دعاهای من ! ای آنکه بی پاسخ نگذاشته ای هر آنچه

خواستم! ای آنکه هنوز هم معجزه می کنی! ای آنکه شرمسارم از آن

چيزی که به من دادی و من ندیدم و شکرت نکردم!ای نگاهدارنده مسافران

غریب عرفانت! ای موسیقی بی کلام عشق! ای رود زلال روح من! ای

خداوند شایسته خداوندی !اي خجسته !ای صاحب انسان و مَلَک!ای قدرت

مطلق کائنات!ای خدای کوه، خورشيد، دنيا، گُل، پروانه، شبنم! 

تو را قسم به وصف بی پايانت!تو را قسم به لحظه دعا!تو را قسم به لحظه

توبه!تو را قسم به لحظه گریه!تو را قسم به لحظه ای که دلم شکست! 

خداوندا ما را به رحمتت مورد قضاوت قرار ده نه به عدالتت چرا که رسوای

جهانيم! 

خداوندا مرا در اوقات تنهايي و نيازمندي تنها مگذار اي رحيم و بخشنده ! 

خداوندا به نجات من هم بيا. مرا موهبت آن بخش كه در تو زندگي كنم پيش

بروم و نفس گسيخته را بكشم مباد كه از ياد ببرم تو پناه و آسايش من

هستي! 

خداوندا نگذار از تو بخواهم، بيشتر از آنچه که داده ای!

یا لطیف! 

هم اکنون که دست به بالا آورده ايم و از اعماق دل در کران کهکشانها بر

وجود لایتناهیت دعا میکنیم و با تمام کوچکی خود ، خداوندیه بی پایانت را

بانک می زنیم بر ما اجابتی کن این دعا را!                            آمین

+ نوشته شده توسط كاظم در یکشنبه 10 آبان1388 و ساعت 3:54 بعد از ظهر |
 

                                                        

بی نوایم نوای من مهدی است           دردمندم دوای من                  مهدی است

من غریبم در این زمان ولی                    مونس وآشنای من           مهدی است

گرچه از داغ هجر میسوزم                   راضیم چون شفای من        مهدی است

گه به یادش ز خواب بر می خیزم                نیمه شب دعای من      مهدی است

من نخواهم بهشت بی مهدی                      جنت با صفای من       مهدی است

دردم مرگ با ولایت او                             آخرین حرف نای من          مهدی است

چون قیامت ز خواب بر خیزم                   اندر آنجا ندای من             مهدی است

آنکه در روز حشر می بخشد               از عنایت خطای من                 مهدی است

+ نوشته شده توسط كاظم در پنجشنبه 25 تیر1388 و ساعت 11:13 قبل از ظهر |

خوش به حال آن درخت پیر و بی برگی که لای شاخه خشکش قناری آشیان کرده

  خوش به حال کوه مغروری

   که روی قله اش تنها و زیبا

     یک شقایق سر به سوی آسمان کرده

     خوش به حال آسمان با ماه و خورشیدش

    خوش به حال تور ماهیگیر با آمال و امیدش

خوش به حال رود  گر  در سینه اش یک ماهی عاشق نهان کرده

   منم آن تک درخت خشک

    تویی آن مرغک خوشرنگ

    منم آن کوه مغرور

    تو چون آن شقایق سرکشیده از میان سنگ

    منم آن رود

    تو آن ماهی عاشق

     منم آن آسمان

    تو ماه و خورشیدم

     منم آن تور ماهیگیر

     تو آمال و امیدم

خوش به حال من که در پاییز عمرم غنچه عشق تو روییدست

  خوش به حال تو   

 که خواهانت چنین شیدا و شوریدست

 

+ نوشته شده توسط كاظم در پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 و ساعت 11:12 قبل از ظهر |
                                                  مصلح غیبی

 

تقدیم به محضر آقا امام زمان (عج)

 



ای دل شده ای که یار مهدی باشی

 یک عمر در انتظار مهدی باشی

 



امروز در این جمع مشو غافل از او

شاید که تو در کنار مهدی باشی



به امید فرج اقا امام زمان(عج)

+ نوشته شده توسط كاظم در جمعه 14 فروردین1388 و ساعت 8:32 بعد از ظهر |

6.JPG

 

یوسفم !

امسال هم تمام شد و تو نیامدی

 

آقای من !

سال جدید را به امید آمدنت شروع می کنیم

 

مهربانا!

 عزیزا!

 یوسفا!

صدیقا!

 بیا که بی تو ، هستی سخت خاموش است .

تو فریاد العطش منی .

عطشی نه تقلیدی و تلقینی

که برخاسته از بنیان هایی به بلندای همه ی تاریخ و برگرفته از طراوتی به زلالی همه فطرت ها.

 

 عزیزا !

 دیر به یادت افتادیم ،

 می دانم .

 هنوز هم در بسیاری از جاها ی این مرزو بوم ، رنگی از تو نیست .

 هیچ عذر ی نیست و هیچ دست آویزی نداریم ،

بنا داریم لااقل فصلی با تو باشیم .آیا امیدی وصلی هست ؟

 

مهدی جان !

خفاشان دنیا را بی تو میخواهند

و برای نیامدنت همه ی خوبی ها را به اسارت برده اند.

خورشید من

بر آی  

که وقت دمیدن است

+ نوشته شده توسط كاظم در سه شنبه 27 اسفند1387 و ساعت 9:0 بعد از ظهر |

                            http://balochestan.com/persian/thumbnail.php?file=Mohamad1_993048273.gif&size=article_medium

                 حضرت محمد مصطفی ( ص ) - ولادت پیامبر اکرم ( ص )  - میلاد امام جعفر صادق ( ع ) - imam sadegh - imam sadiq- hazrat mohammad- payambar

سرانجام پس از قرنها، انتظار عالم خلقت به سر آمد و بزرگ هدایتگر انسانها پا به عرصه و جود نهاد. برترین مخلوق خدا ظاهر شد، باران «رحمة للعالمین» باریدن گرفت، چشمه رافت و هدایت فیضان كرد و نور محمدى عالم ملك و ملكوت را منور نمود. در شهرى كه شرافتش را از و لادت او دریافت كرد، چشم به جهان گشود :

«لا اقسم بهذا البلد ، و انت حل بهذا البلد:

اى پیامبر چون تو در این شهر هستى به این شهر قسم مى خورم.»

امام على(ع) در رابطه با مكان تولد پیامبر فرموده اند: «مولده بمكة»

مكه این شهر امن خدا، زادگاه آخرین سفیر الهى بر خلایق گردید. شهرى كه بواسطه دعاى ابراهیم محل امان و امن همه موجودات اعم از نبات و حیوان و انسان گردید:«و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد آمنا»

تعبیر قرآن در آیات ابتداى سوره بلد نشان مى دهد كه مكه به خاطر اقامت پیامبر در این شهر و تولدشان درآن، شرافت  یافته و مورد قسم خداوند واقع گشته است.

 

امام على (ع) در خطبه اى میلاد پیامبر(ص) را اینگونه توصیف مى كنند:«كریما میلاده» پیامبرى كه براى كرامت بخشیدن به انسانها مبعوث شده و غایت بعثت او انحصار در تتمیم مكارم اخلاقى دارد، میلاد او نیز همواره با كرامت و به دور از هر دنائت و پستى بوده است.

+ نوشته شده توسط كاظم در یکشنبه 25 اسفند1387 و ساعت 0:26 قبل از ظهر |
ya+mahdi+9.jpg

 

السلام علی المهدی الذی وعدالله عزوجل به الامم


سیاه روتر از آنم كه جرات كنم به سپیدار ها نزدیك شوم،بی مایه تر از آنم كه دارایی ام كفاف خریدن یك شاخه لبخند را برای لبانت بدهد.


دلم هرجایی تر از آن است كه بتواند شبی،ساعتی یا حتی به قدر چند جمله ای با تو خلوت كند؛اما شكسته تر از آنم كه به انكسارم رحم نكنی، وتكیده تر از آنم كه راضی بشوی استخوان هایم زیر بار بی اعتنایی ات خرد شود و دست خالی تر از آنم كه دست رد به سینه ام بزنی !


آقا جان گوشه نگاه تو تمام سلول های تنم را به انقلاب وا می دارد

لبخندت را خریدارم به قیمت تمام ارادتم


صلی الله علیك ایا صاحب الزمان(روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه)

+ نوشته شده توسط كاظم در چهارشنبه 14 اسفند1387 و ساعت 9:45 بعد از ظهر |

28safar2.jpg

 

سالروز رحلت نبی اكرم ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) و شهادت مظلومانه و غریبانه  كریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (ع)  را به همه  مسلمین  جهان تسلیت میگویم...

 

28 صفر رحلت پیغام دار آخرین، خاتم نبوت را نگین، حضرت رسول واپسین، عینیت قرآن کریم، حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله بر مسلمانان جهان تسلیت باد.
pixel.gif

 در سال یازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پیامبر اكرم (ص) یك ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزدیک شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى ‌گذارم و مى‌‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد كه این دو هرگز از یكدیگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود».

                      امام حسن مجتبی

فرزند گرامی رسول الله و نخستین نوه‏ی او در مقدس‏ترین ماه‏های سال قمری یعنی پانزدهم (3) رمضان سال سوم هجرت چشم به جهان گشود.

امام مجتبی علیه السلام در دامان حضرت زهرا (س) بزرگ شد. او از همان دوران كودكی از نبوغ سرشاری برخوردار بود وی با حافظه‏ی نیرومندش، آیاتی را كه بر پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نازل می‏شد، می‏شنید و همه را حفظ می‏كرد و وقتی به خانه می‏رفت‏برای مادرش می‏خواند و حضرت فاطمه (س) آن آیات و سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله را برای حضرت علی علیه السلام نقل می‏كرد و علی علیه السلام به شگفتی می‏پرسید: این آیات را چگونه شنیده است؟ و زهرای مرضیه می‏فرمود: از حسن علیه السلام شنیده‏ام. (4)

به داستانی در این مورد توجه كنید:

«روزی علی علیه السلام پنهان از دیدگان فرزندش به انتظار نشست، تا ببیند فرزندش چگونه آیات را بر مادرش تلاوت می‏كند.

امام حسن علیه السلام به خانه آمد و خواست آیات قرآن را برای مادرش بخواند; ولی زبانش به لكنت افتاد و از گفتار باز ماند و چون مادرش علت را پرسید، گفت: مادر جان! گویا شخصیت‏بزرگی در این خانه است كه شكوه وجودش، مرا از سخن گفتن باز می‏دارد». (5)

امام حسن علیه السلام از منظر رسول الله صلی الله علیه و آله

حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله

فضایل و امتیازات فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام را بین مسلمانان تبلیغ می‏كرد و از ارتباط او با مقام نبوت و علاقه‏ی حقیقی كه به وی داشت همه‏جا سخن می‏گفت.

آنچه از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد حضرت مجتبی علیه السلام بیان شده است چنین است:

«هر كس می‏خواهد آقای جوانان بهشت را ببیند به حسن علیه السلام نگاه كند». (7)

«حسن گل خوشبویی است كه من از دنیا برگرفته‏ام‏». (8)

روزی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به منبر رفت و امام حسن علیه السلام را در كنارش نشانید و نگاهی به مردم كرد و نظری به امام حسن علیه السلام انداخت و فرمود: «این فرزند من است و خداوند اراده كرده كه به بركت و جود او بین مسلمانان صلح را برقرار سازد». (9)

 

+ نوشته شده توسط كاظم در سه شنبه 6 اسفند1387 و ساعت 2:0 بعد از ظهر |
یا مهدی

بسم رب المهدی ارواحنا الفداه



دلم برایت تنگ است....



سپیده‏ها!

همیشه كه نه‏

گاه‏گاه‏


دریچه‏اى به عطر حریم شما

به تردى انزواى من باز مى‏شود



دلم گرو



سرم سپرده است به این نگاه‏



همیشه منتظر نشسته دلم‏

به پیشواز پگاه‏

+ نوشته شده توسط كاظم در پنجشنبه 17 بهمن1387 و ساعت 3:40 بعد از ظهر |
اباصالح

 

« خداوندا!

ندبه های هر آدینه ام عشق من به مهدی موعودت (عج) می باشد

پس مگـذار گرد غـربت

سال های انتظارم را تیره و تار سازد

و بخواه که آفتاب وجود آن تک سوار عشق

مرا نیز در یابد

و از بی قراری لحظه های سخت روزگار برهاند

و به آرامش شکیبایان مهـرجویت بـرساند



کاش میدانستم صاحب لحظه های انتظار در کدام آدینه ظهور میکند



کاش آن جمعه که می آید پذیرای نگاه مهربان و تبسم دلنشین مهدی موعودت (عج) باشم



و کاش آن وعده محترم نزدیک باشد

 تا در پرتو پرچم هدایتش

 به عشق الهی تو نائل شویم

و به آرامش جاودانه برسیم »


الهی!

 عقوبتم را با جرم های سنگینم مسنج . از هر رحمتی دری به رویم بگشا ...

+ نوشته شده توسط كاظم در جمعه 4 بهمن1387 و ساعت 1:27 قبل از ظهر |
 اباصالح

 

« مینویسم با قلمی که جوهرش از خون چشمان من است

چشمانی غبار گرفته و در قالب یک انتظار پوسیده

 

مینویسم با دستانی فرسوده و خسته برای تو

تویی که ذره ذره وجودم

 برای دیدارت چون شمعی هر روز آب میشوند

 

واژه های زیادی در ذهنم موج میزنند و برای گفتن بی تابی میکنند.چه گویمت ؟

 

با قلبی آکنده از عشق تو و برای تو مینویسم

از این همه انتظار خسته ام

هر جمعه به عشق دیدار تو

 دستهایم را با تیغ گلها آشنا میکنم

 اما

درد این تیغ ها را حس نمیکنم

 بلکه تیغ این همه ظلمت و تاریکی که هر روزه بر قلبم فرو میرود

 و تا اعماق جانم را میسوزاند را حس میکنم

 

خسته ام از این همه اشک بی صدا در دل

ای تنها ترین ستاره روشن در آسمان تاریک قلبم

 بیا تا غبار چشمانم پاک شوند

بیا و دردهای قلبم را التیام بخش »

*****یا مهدی ادرکنی*****

+ نوشته شده توسط كاظم در جمعه 20 دی1387 و ساعت 2:9 بعد از ظهر |

Flame-03-june.gif

عرض تسلیت

 

++++++++++++ +++

 

هیهات من الذله

 

201774.jpg

o7ujkl.jpg

داغ حسین« شعر استاد شهریار »

محرّم آمد و نو كرد درد و داغ حسین

گریست ابر خزان هم بباغ و راغ حسین


 

هزار و سیصد واندى گذشت سال و هنوز

چو لاله بر دل خونین شیعه داغ حسین


بهر چمن كه بتازد سموم باد خزان

زمانه یاد كند از خزان باغ حسین


هنوز ساقى عطشان كربلا گوئى

كنار علقمه افتاده با ایاغ حسین


اگر چراغ حُسینى بخیمه شد خاموش

مُنوّر است مساجد به چلچراغ حسین


خدا به نافه خلدش دماغ جان پرداشت

كه بوى خون نكند رخنه در دماغ حسین


فراغ از دو جهان داشت با فروغ خُداى

خُدایرا چه فروغى است در فراغ حسین


یزید كو كه ببیند بناله قافله ها

گرفته از همه سوى جهان سُراغ حسین

 

+ نوشته شده توسط كاظم در دوشنبه 16 دی1387 و ساعت 3:57 بعد از ظهر |

         عید غـــــــــــديـــــــــر خــــــــــــــــم مبارك

 

     

بخشی از مراسم پر شور غدیر ، درخواست حسان بن ثابت بود . او به حضرت عرض کرد : یا رسول الله ، اجازه می فرمایید شعری را که درباره علی بن ابی طالب ( به مناسبت این واقعه عظیم ) سروده ام بخوانم ؟
 
حضرت فرمودند : بخوان ببرکت خداوند .
 
حسان گفت :
ای بزرگان قریش ، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش کنید .
و سپس اشعاری را که در همانجا سروده بود خواند که به عنوان یک سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند . ذیلاً متن عربی شعر حسان و سپس ترجمه :
 
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِی مُحَمَّد
لَدَى دَوْحِ خُمٍّ حِینَ قَامَ مُنَادِی
  
وَ قَدْ جَاءَهُ جِبْرِیلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ
بِأَنَّک مَعْصُومٌ فَلَا تَک وَانِی
  
وَ بَلِّغْهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ
وَ إِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حَاذَرْتَ بَاغِی
  
عَلَیک فَمَا بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلَهِهِمْ
رِسَالَتَهُ إِنْ کنْتَ تَخْشَى الْأَعَادِی
  
فَقَامَ بِهِ إِذْ ذَاک رَافِعُ کفِّهِ
بِیمْنَى یدَیهِ مُعْلِنَ الصَّوْتِ عَالِی
  
فَقَالَ لَهُمْ مَنْ کنْتُ مَوْلَاهُ مِنْکمْ
وَ کانَ لِقَوْلِی حَافِظاً لَیسَ نَاسِی
  
فَمَوْلَاهُ مِنْ بَعْدِی عَلِی وَ إِنَّنِی
بِهِ لَکمْ دُونَ الْبَرِیةِ رَاضِی
  
فَیا رَبِّ مَنْ وَالَى عَلِیاً فَوَالِهِ
وَ کنْ لِلَّذِی عَادَى عَلِیاً مُعَادِی
  
وَ یا رَبِّ فَانْصُرْ نَاصِرِیهِ لِنَصْرِهِمْ
إِمَامَ الْهُدَى کالْبَدْرِ یجْلُو الدَّیاجِی
  
وَ یا رَبِّ فَاخْذُلْ خَاذِلِیهِ وَ کنْ لَهُمْ
إِذَا وُقِفُوا یوْمَ الْحِسَابِ مُکافِی
  
 
آیا نمی دانید که محمد پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم کنار درختان غدیرخم با حالت ندا ایستاد ، و این در حالی بود که جبرئیل از طرف خداوند پیام آورده بود که در این امر سستی مکن که تو محفوظ خواهی بود ، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان ، و اگر نرسانی و از ظالمان بترسی و از دشمنان حذر کنی رسالت پروردگارشان را نرسانده ای .
 
در اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دست علی علیه السلام را با دست راست بلند کرد و با صدای بلند فرمود : هر کس از شما که من مولای او هستم و سخن مرا بیاد می سپارد و فراموش نمی کند ، مولای او بعد از من علی است ، و من فقط به او - نه به دیگری - به عنوان جانشین خود برای شما راضی هستم . پروردگارا هر کس علی را دوست بدارد او را دوست بدار ، و هر کس با علی دشمنی کند او را دشمن بدار . پروردگارا یاری کنندگان او را یاری فرما بخاطر نصرتشان امام هدایت کننده ای را که در تاریکی ها مانند ماه شب چهارده روشنی می بخشد . پروردگارا خوار کنندگان او را خوار کن و روز قیامت که برای حساب می ایستند خودت جزا بده .


                غــــــــــــــديــــــــــــــــر

یکی گوید سراپا عیب دارم     
یکی گوید زبان از غیب دارم     
 
نمی دانم که هستم هرچه هستم     
قلم چون تیغ می رقصد به دستم     
 
نه دِئبـِل نه فَرَزدَق نه کُمِیتَم     
ولیکن خاک پای اهل بیتم     
 
الا ساقی مستان ولایت     
بهار بی زمستان ولایت     
 
از آن جامی که دادی کربلا ر     
بنوشان این خراب مبتلا ر     
 
چنان مستم کن از یکتا پرستی     
که از آهم بسوزد ملک هستی     
 
هزاران راز را در من نهفتی     
ولی در گوش من اینگونه گفتی     
 
زاحمد تا احد یک میم فرق است     
جهانی اندرین یک میم غرق است     
 
یقینا میم احمد میم مستیست     
که سرمست ازجمالش چشم هستیست     
 
زاحمد هر دو عالم آبرو یافت
دمی خندیدو هستی رنگ وبو یافت
 
اگر احمد نبود آدم کجابود
خدا را آیه ای محکم کجا بود
 
چه می پرسند کین احمد کدام است
که ذکرش لذت شُرب مدام است
 
همان احمدکه آوازش بهار است
دلیل خلقت لیل النهار است
 
همان احمد که فرزند خلیل است
قیام بت شکن هارادلیل است
 
همان احمدکه ستارُالعیوب است
دلیل راه و علّامُ الغیوب است
 
همان احمدکه جامش جام وحی است
به دستش ذوالفقار امر و نهی است
 
همان احمد که ختم الانبیاء شد
جناب کُنتُ کنزاً مخفیا شد
 
همان اوّل که اینجا آخر آمد
همان باطن که برما ظاهرآمد
 
همان احمد که سرمستان سرمد
بخوانندش ابوالقاسم محمّد
 
محمد میم و حاء و میم و دال است
تدارک بخش عدل و اعتدال است
 
محمد رحمةٌ للعالمین است
شرافت بخش صد روح الامین است
 
محمد پاک و شفاف و زلال است
که مرآت جمال ذوالجلال است
 
محمد تا نبوت را برانگیخت
ولایت را به کام شیعیان ریخت
 
ولایت بادۀ غیب و شهود است
کلید مخزن سرّ وجود است
 
محمد با علی روز اخوت
ولایت را گره زد بر نبوت
 
محمد را علی آیینه دار است
نخستین جلوه اش در ذوالفقار است
 
به جز دست علی مشکل گشا کیست
کلیدکُنتُ کنزاًمخفیا کیست
 
کسی دیگر توانایی ندارد
که زخم شیعه را مرهم گذارد
 
غدیر ای باده گردان ولایت
رسولان الهی مبتلایت
 
ندا آمد ز محراب سماوات
به گوش گوشه گیران خرابات
 
رسولی کز غدیر خم ننوشد
ردای سبز بعثت را نپوشد
 
تمام انبیاء ساغر گرفتند
شراب از ساقی کوثر گرفتند
 
علی ساقی رندان بلاکش
بده جامی که می سوزم در آتش
 
مرا آیینۀ صدق و صفا کن
تجللی گاه نور مصطفی کن
 

                                                       " مرحوم آغاسی "

عيد غــــــــــدير خم مبارك

+ نوشته شده توسط كاظم در چهارشنبه 27 آذر1387 و ساعت 0:50 قبل از ظهر |
      

عيد سعيد قربان مبارك عيد سعيد قربان مبارك 

                                        

 

                                          دو کلمه راجع به گوسفند قربانی

                         

 

یکی از آداب پسندیده و رایج در میان مسلمانان، قربانی کردن در روز عید قربان می باشد. بد نیست بدانید خداوند بزرگ، قربانی کردن را نشانه ی بزرگداشت و سپاس گزاری مومنان بر نعمت هدایت معرفی کرده و قربانی کننده را در گروه و خیل محسنین و نیکوکاران داخل کرده است. وه چه سعادتی!

لَن ینال اللهُ لُحُومُها و لا دِماؤها و لکن یَنالُهُ التقوی منکم کذلک سَخَّرها لکم لتکبّروا الله علی ما هدیکم و بَشّر المحسنین

(37/ حج)

اما گوسفند قربانی باید شرایطی داشته باشد تا مورد پسند خدای بزرگ قرار گیرد زیرا هدیه به اوست:

1- یکسال او تمام شده باشد

2- از هر جهت سالم و بدون عیب باشد

زیباترین بخش از این قربانی در نحوه تقسیم آن است. مستحب است یک قسمت از قربانی را هدیه بدهند، قسمت دیگری را صدقه بدهند حتی می توان به کفار نیز از این قربانی داد و سومین قسمت نیز شخص قربانی کننده بخورد.


به این حکایت توجه کنید:

روزی پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- گوسفندی قربانی کردند و تمام آنرا صدقه دادند و بخشیدند به جز یک دست از گوسفند. عایشه همسر پیامبر هراسان گفت: ای رسول خدا همه ی گوسفند از دست رفت مگر همین یک دست! پیامبر با لبخندی بر لب فرمودند: همه ی گوسفند برایمان باقی ماند جز همین یک دست!

عیدی پر برکت و شاد را برای شما و خانواده تان آرزومندیم.

 

 

 

+ نوشته شده توسط كاظم در دوشنبه 18 آذر1387 و ساعت 9:44 بعد از ظهر |
                                   اول ذی الحجه،

سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع)

این روز رو به همه دوستداران اهل بیت تبریک عرض می نماییم.

                            

 ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات می کرد.

                     در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

گذری بر زندگیشان را شما عزیزان میتوانید در ادامه مطلب ببینید

                     

                    


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط كاظم در سه شنبه 12 آذر1387 و ساعت 11:33 بعد از ظهر |
تمام دلخوشی من به هفته ها این است که جمعه ای برسد آید از تو یک خبری

            به هر کجا که روم یک بهانه مشترک است که شاید از گذر گاه من کنی کدری

به حسرت نگهی مانده ام در این دنیا بیا از کرمت کن به بینوا نظری

              قسم به خال سیاهت که عاشقی زارم چرا زعشق زارت چنین تو بر حدری

شبم به صبح رسید رسید جان به لبم بیا گوشه این دل کدر نما سحری

               بسوزم بفروزم چو شمع آب شوم بیا به شعله جانم عطا نما اثری

کجا روم بجز از درب خانه ات جانا بجز در تو ندانمنشان هیچ دری

 خدا کند     دوباره      مرا      پناه      دهی.....

الا   که   بر   همه   آوارگان   تو   سایه   سری

+ نوشته شده توسط كاظم در سه شنبه 12 آذر1387 و ساعت 10:3 بعد از ظهر |
 زیر پلکت سایه بانم میدهی؟  

               سوختم آیا پناهم میدهی؟  

                         آتشی افتاده بر جان و دلم  
 
                                قطره آبی بر لبانم میدهی؟  

                                      میهمان جان جانان گر شوم ،   
 
                                 میزبانی را نشانم میدهی؟   

                      تا بیاسایم دمی در پای عشق ،  

             زیر چترت سرپناهم  میدهی؟  
 
   ای جواب پرسش بی پاسخم                                                                                                 

عشق را آیا نشانم میدهی؟

+ نوشته شده توسط كاظم در سه شنبه 12 آذر1387 و ساعت 9:29 بعد از ظهر |
                    یا جوادالا ئمه..

حاجت مارا روا کن ای مولا درد ما را دوا کن ای مولا

دست گره گشای امام جواد را امشب واسته بسته تا حاجت بگیریم

جواد یعنی خیلی آقا  دستشون همیشه برای جود و سخا

روایت شده که هر چی حاجت دنیایی دارین امشب از امام جواد بخواهیم

****************************************

یه روایتیه که امشب شب افراد بی اولاده :

به هر دلیلی خدا بهشون فرزندی نداده امشب شبی است که آقا را به حضور بطلبند

******************************************

روایتی از مناقب ابن شهر اشوب مازندرانی {ص ۳۷۷}

عسگر:نام غلام امام رضا بوده وقتی اقا شهید شد یک نگاهی به اقا امام جواد کرد چون امام جواد سنش کم بود با خودش گفت یعنی این امام است این که سنش خیلی کمه تو همین فکرها بود با چنان صحنه ای مواجه شد که قابل بیان کردن نیست وهمان جا غش کرد وقتی به هوش امد گفت ان چنان نوری از اقا امام جواد دیدم که همان جا به حقانیت امام ایمان اوردم وبه امام گفتم" امام گفت شما به ما شک میکنید باز ما شما را اگاه میکنیم شما خودتان را ضعیف می پندارید به خاطر دشمنان  ما شما را قوی میکنیم  به خدا قسم کسی به معرفت ما نمی رسد مگر خدا بر او منت گذارد واو را ظرف معرفت ما قرار دهد چون در هر ضعفی خدا ما را تقویت می کند  

                                                     

 

+ نوشته شده توسط كاظم در جمعه 8 آذر1387 و ساعت 11:3 بعد از ظهر |

بي گناهي کم گناهي نيست در ديوان عشق.. يوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است

----------------------------------------   

شمع اگر پروانه را سوزاند خير از خود نديد...آه عاشق زود گيرد دامن معشوق را

----------------------------------------                                                                                                                                                   با آنکه انتقام از دشمن حرام نيست...در عفو لذتي است که در انتقام نيست

----------------------------------------             

تا که از جانب معشوقه نباشد کششي..کوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد

----------------------------------------             

فرياد مردمان همه از دست دشمن است..... فرياد من از دل نامهربان دوست

----------------------------------------                

من رشته محبت خود از تو مي بُرم ..... باشد گره خورد به تو نزديکتر شوم

----------------------------------------                   

بدنامي حيات دو روزي نبود بيش.... آنهم با تو بگويم چه سان گذشت

يک روز صرف دل بستن دل شد به اين و آن..... روز دگر به کندن دل از اين و آن گذشت

----------------------------------------                      

در لحظات تصميم گيري است که سرنوشت ما شکل مي گيرد

----------------------------------------                          

خدايا به عالم تو راضي مباش.... کزين بيشتر من خدايا کنم

----------------------------------------                            

کسي که در آفتاب زحمت کشيده ، حق دارد در سايه استراحت کند

----------------------------------------                                

اگر هر روز راهت را عوض کني ، هرگز به مقصد نخواهي رسيد

----------------------------------------                                   

در انديشه آنچه کرده اي مباش، در انديشه آنچه نکرده اي باش

----------------------------------------                                      

درباره درخت بر اساس ميوه هايش قضاوت مي کنند نه بر اساس برگهايش

----------------------------------------                                        

خداوند به هر پرنده اي دانه اي ميدهد، ولي آنرا داخل خانه اش نمي اندازد

----------------------------------------                                          

آنقدر شکست خوردن را تجربه کنيد تا راه شکست دادن را بياموزيد

----------------------------------------                                              

تفاوت بزرگي ميان دوست نداشتن رفتار ديگري ، با دوست نداشتن خود او وجود دارد

----------------------------------------                                                  

نردبان اين جهان ما و مني است.....عاقبت اين نردبان افتادني است

لاجرم آنکس که بالاتر نشست......استخوانش سخت تر خواهد شکست

----------------------------------------                                                     

امروز را براي بيان عشق به عزيزانت غنيمت بشمار. شايد فردا احساسي باشد اما ...عزيزي نباشد

----------------------------------------                                                        

ساقه شکستن ، قانون طوفان است. تو نسيم باش و نوازش کن

----------------------------------------                                                            

سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترين داشته هاست.

----------------------------------------                                                                

زندگي مانند رانندگي در يک دشت پر از گل است که بايد از همه لحظه هاش استفاده کنيم به تفاوت اينکه در آخر جاده تابلويي به اين عبارت نصب شده(دور زدن ممنوع)

                                                                                                                                         

                                                                                                                                          

شما چه فکر می کنین

 

+ نوشته شده توسط كاظم در پنجشنبه 7 آذر1387 و ساعت 0:4 قبل از ظهر |

ابتدا باید بگم که من یک عذر خواهی به همه شما دوستان و بازدیدکنندگان

این وبلاگ بده کارم چون چند روزی بود که نبودم و اینکه به هر سایتی سر می زنم نمی توانم نظر خویش را وارد کنم و یا اینکه اون رمز چند رقمی ناپدیده      فقط از همتون معذرت می خوام

برای این هم یک لینک دانلود براتون گذاشتم که خیلی به دردتون خواهد خورد

دارای چند کانال مستقیم از حرم امام رضا " امام علی "و..."رادیوهای پیام"جوان"خبر"روضه امام رضا"و.."همچنین می توان تمام کانال های تلویزیون را تماشا کرد

حتما این برنامه را باسایز 193 کیلوبایت دانلود کنین

+ نوشته شده توسط كاظم در چهارشنبه 22 آبان1387 و ساعت 8:43 بعد از ظهر |

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً